بنام او که از هر خوبی خوبتر است
آرام آرام به زمان فرا رسیدن عملیات والفجر ۸ نزدیک می شدیم و بچه ها بی تاب تر از همیشه در انتظار وصل و در آغوش کشیدن محبوب خویش لحظه شماری می کردند و شبی که زمان ترک اردوگاه پشت پادگان کرخه و حرکت به طرف محل عملیات صادر شد، شور و التهاب در سیمای جذابش موج می زد آن شب عده ای از بچه های مسجد در چادری که موسوم به چادر تبلیغات بود جمع بودیم که بغض در گلو و اشک های میهمان بر گونه هایش مانع از گفتگوی او با بچه های مسجد می شد. آنگاه لحظه ای آرام شد و با صدایی که گویی از حنجره حقگوی تمام شهیدان مسجد بر می خاست گفت:
بچه ها وقت ملاقات با شهیدان فرا رسیده است حالا که شهیدان سری به ما نمی زنند بیائید ما سری به شهدا بزنیم و برای همیشه در میهمانی و بزم با صفایشان شرکت کنیم
آری او شهید امیر پلنگچی ، شهیدی از تبار علی اکبر که در عملیات فکه به خون نشست و به دیار حق و برادر شهیدش حمید پلنگچی پیوست
شهریور ۱۳۷۴
محسن خجسته مهر
مسجد صاحب الزمان (عج) دزفول پرورشگاه نیروهای انقلابی ، فرهنگی و حزب اللهی