خانه / نشریه / معارف اسلامی / یکی از راههای استعمار برای تسلط بر مردم

یکی از راههای استعمار برای تسلط بر مردم

 

نام جیکاک برای مردم مناطق نفت خیز جنوب و خصوصاً مردم مسجدسلیمانی ها و عشایر بختیاری نامی آشناست . نامی که به نمادی در نیرنگ و حیله گری آنهم از نوع انگلیسی تبدیل شده و حتی امروز نیز معمولاً به کسانی که به نیرنگ و مکر و حیله و البته سیاستمداری از نوع خاص کلمه مشهورند لقب جیکاک می دهند. 

جیکاک مأمور اطلاعاتی بریتانیا، در طی جنگ جهانی دوم بود و با خاتمه جنگ جهانی دوم به استخدام شرکت نفت ایران و انگلیس درآمد و  نقش زیادی را در جهت پیشبرد منافع کشورش ایفا نمود. می گویند که حکومت واقعی مناطق نفت خیز در دست او بود.بعد از اتمام جنگ ،

جیکاک اغلب اوقات خود را در میان عشایر بختیاری می گذراند و با توجه به استعداد خارق العاده خود در یادگیری زبان در مدت بسیار کوتاهی توانست زبان فارسی و از آن مهم تر گویش بختیاری را همچون زبان مادری خود یاد بگیرد . به حدی که تشخیص او از غیر بختیاری ها بسیار مشکل بود . خصوصاً اینکه با شگرد های خاص تفاوت ظاهری خود را نیز بوسیله گریم های مداوم با چهره بختیاری ها به حداقل می رساند.

 وی چنانچه حکایت می کنند آنقدر بر زبان و گویش و تاریخ و فرهنگ بختیاری مسلط بود که چنانچه کسی نیز می خواست از ظاهر او به خارجی بودنش مشکوک شود با صحبت کردن و روبرو شدن با اطلاعات او یقین پیدا می کردند که وی بختیاری است ! جیکاک علاوه بر قدرت فوق العاده اش در زمینه یادگیری و تطبیق با محیط برگ برنده دیگری نیز داشت و آن شوخ طبعی ذاتی وی بود .

جیکاک با تسلط بر زبان فارسی و گویش بختیاری و آشنایی چشمگیرش با مذهب و اعتقادات مردم، کم کم توانست خود را یک بختیاری اصیل معرفی سازد و به عنوان فردی صاحب فضل و کرامت شناخته شود. او برای رخنه در میان اعتقادات مردم از شیوه‌های مختلفی بهره ‌جست و باورهای عامیانۀ مردم را دستمایۀ خود برای فریب روستاییان و عشایر منطقه قرار داد .

وی با درک این نکته که ایل بختیاری عمیقاً دوستار اهل بیت، به ویژه امیرالمؤمنین(ع) هستند و با توجه به ضرورت سفرهای ییلاقی و قشلاقی مستمر از وجود حوزه‌های علمیه و عالمان دینی بی‌بهره‌اند، بعد از مدتی خود را از خانواده سادات معرفی و عمامه سیاه بر سر نهاد و دیری نگذشت که سیدجیکاک به عنوان پیری اهل معرفت و دین، طرفداران و مریدانی یافت و مورد وثوق همۀ اهالی منطقه قرار گرفت و با تبلیغ دنیاگریزی و بی‌توجهی به مسائل سیاسی و اجتماعی، با اقدامات مردمی ملی شدن صنعت نفت به مقابله پرداخت و در این زمینه به دستآوردهایی هم نائل آمد.

سرانجام دولت ایران که به کارشکنی و اخلال جیکاک در امر ملی شدن صنعت نفت پی برده بود وی را از ایران اخراج نمود

سیدجیکاک با استفاده از یک عصای الکتریکی و عبا و عمامه‌ای از جنس پارچۀ نسوز، مردم را متوجه کرامات خود کرد و مخالفانش را از این طریق منکوب ساخت. حکایتهای زیادی از حضور سرهنگ جیکاک که بعدها به "مستر جیکاک" و در اواخر حضورش در ایران به "سیدجیکاک" معروف شد نقل می شود

۱- به هنگام ملی شدن صنعت نفت، جیکاک یا به قولی سید جیکاک با گشت و گذار میان عشایر بختیاری این شعار را به گویش بختیاری برای آنها طرح نمود

"تو که مهر علی توی دلته       نفت ملی سی چنته

"یعنی تو که مهر علی را در دل داری برای چه به دنبال ملی شدن نفت هستی

بعضی از عشایر بختیاری زندگی خود را رها کرده و با تشکیل دسته جات متعدد و درست کردن پرچم و علم های گوناگون علی علی گویان به امامزاده ها رفته و از اقدامات خود در جهت ملی کردن صنعت نفت طلب عفو می کردند.

۲- از دیگر حکایات جیکاک عصای معروف است که با آن معجزه می کرد و وقتی آنرا به بدن کسی می زد به آن شوک عجیبی منتقل می شد! جیکاک مدعی بود عصای او بهترین وسیله برای تشخیص حلال زاده بودن افراد است و با همین شگرد بسیاری از کسانی را که به دلیل مختلف می خواست از وجهه اجتماعی و قدرت بیندازد ، تخریب می کرد ! بعد ها فاش شد که در عصای معجزه آسای مستر جیکاک جز یک پیل خشک الکتریکی و یک مدار ضعیف انتقال برق هیچ چیز وجود نداشته و جریان ضعیف برق باعث انتقال شوک الکتریکی به افراد نگون بختی می شده که مستر جیکاک هنگام تماس عصا با آنها ، دکمه وصل جریان را فشار می داده 

۳- در مجلسی او حاضران را دروغگو معرفی می کرد و هنگامی که قرار بر اثبات شد، کبریتی روشن کرد و گفت: هر کس راست بگوید این کبریت ریشش را نمی سوزاند. اول کبریت را به ریش خود گرفت که نسوخت سپس ریش تمام افراد ساده لوح حاضر را سوزاند . به آنها قبولاند که دروغ گفته اند و البته بعد ها مشخص شد که ریش او مصنوعی و نسوز بود 

۴- اقدام بعدی جیکاک پوشیدن لباس روحانیت و عمامه گزاری وی بود! جیکاک مجلس وعظ و منبر برپا میکرد و آخرش هم روضه امام حسین میخواند و وسط روضه موقعی که همه داغ می شدند ناگهان عمامه خود را به درون آتشی که وسط مجلس بود پرتاب میکرد! از بند قبل علاقه جیکاک به پارچه نسوز را بیاد دارید. عمامه نمیسوخت و جیکاک آنرا به عنوان معجزه خود بیان میکرد و ادعای سید بودن میکرد! در ضمن او هیچکس را هم به سیدی قبول نداشت چون عمامه آنها در آتش میسوخت!

 

نتیجه:

یکی از راههای تسلط استعمار بر مردم = شناخت علایق مردم

و امروز بدانیم که استعمار  از راه خشم و بغض تلاش نمی کند بر ما مسط شود بلکه از را دوستی و محبت وارد می شود پس مواظب باشیم گول نخوریم. ائمه اطهار ، امام حسین(ع)، امام زمان(عح)، قرآن و . . . از چیزهایی است که ما دوست داریم  مواظب باشیم از این راه بر ما مسلط نشوند.

 

همچنین ببینید

چرا به امام عصر(عج) ربیع الانام می گویند؟

یاصاحب الزمان(عج)! باز بهار رسید و «تو» بهار انسانها نیآمدی. فصل نو شد و باز …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

معادله را حل کنید *