خانه / admin (صفحه 469)

admin

برگزاری جلسه-خاطره از احمد نورالدینی

درست بخاطر دارم پس از اعزام نیروی ۱۸/۸/۶۴ ( قبل از عملیات عظیم والفجر ۸) در آن روزهای که کم کم زمستان از راه می رسید و مدعیان سیاست باز در کنار شومینه گرم خانه آرمیده بودند، آموزشهای سخت و دشوار (گر چه برای این بزرگواران شهید معنا و مفهومی …

ادامه نوشته »

روح بزرگ-خاطره‌ای از برادر مسعود مشیری

«باسمه تعالی شأنه» مردم بر شهدا، شاهدان همیشه تاریخ، سلام بر شهدا، طلایه داران میادین عشق و ایثار. و سلام بر ما نیز، اگر پویندگان مکتب عشقیم. راستی شهدا را چه چیزی شهید کرد. احساس وظیفه مسلمانیشان – غیرت ملیشان –حماسه جوئی و بی باکیشان یا … .  نه، نه …

ادامه نوشته »

دوست دارم به شهدا بپیوندم-خاطره ای از مهندس محسن خجسته مهر

  «دَکعَتَان فِی العِشق لَا یَصِّحُ وُضُوهَهُمَا اِلَّا بِاالدَّم» بنام او که فرمود شهید بی مرگ است .   علی‌رغم علاقه وافری که به نوشتن دارم، دلم می‌خواست سخن عشق را بدون هیچ واسطه‌ای و بی‌حضور هیچ حاضری طرح کنم. حتی لب را نیز به واسطه نگیرم چه رسد به …

ادامه نوشته »

خاطره‌ای از مهندس محسن خجسته مهر

  *شهدا قبل از شهادت همراهان خود را می‌شناسند: از جمله کسانی که انس و الفتش با حبیب وکیلی برایم دیدنی بود، شهید عبدالکریم تیغکار بود و از طرفی انس و الفت عبدالکریم با شهید یوسف جاموسی برای ما روشن بود مدتها بود که بعد از شهادت یوسف رابطه کریم …

ادامه نوشته »

برگزاری جلسه -خاطره ای از مهندس بابک کلانتریان

بسم الله الرحمن الرحیم بر مرکب قلم نشسته ام و خرامان خرامان به گذشته باز می گردم به سالهای نه چندان دوری که اگر زبان می داشتند فریاد می زدند در تاریخ بگردید و سیر کنید و باز هم بگردید وبعد با حالتی سرشار از غرور و افتخار می پرسیدند …

ادامه نوشته »

گوهر وجود-خاطره ای از احمد نورالدینی

بسم الله الرحمن الرحیم هرکه را در عشق چشمی باز شد پای کوبان آمد و جانباز شد لذت و حلاوت عبادت را عابد نمی چشد مگر این که معبود خود را شناخته باشد و زمانی که این شناخت را پیدا کرد، وقت عبادت و راز و نیاز را به هیچ …

ادامه نوشته »

خاطره‌ای از احمد نور الدیی

  شهیدان زمانی شهادت را شناختند که پی به گوهر وجودی خود بردند، ارزش ذاتی خود را شناختند و خریدار واقعی آنرا یافته بودند و چه نیکو معامله ای با دوست نمودند. یکی از افتخاراتی که حضرت حق نصیب ما در این دنیا کرده بود، برای مدت قلیلی همنشینی با …

ادامه نوشته »

خودم می خوام-خاطره‌ای از برادر حسن مشیری

خودم می خوام می‌خوام درباره امیر(شهید عبدالامیر آبزاده) مطالبی روی کاغذ بنویسیم خیلی برایم مشکل است چون هر چه بخواهم بنگارم مسائلی است که دیده ام ولی خودش چه عظمتی بوده خدا می داند! خصلتی که امیر را بسیار در نظرها بلند کرده بود تعصب شدیدی بود که در اجرای …

ادامه نوشته »

پایگاه بسیج

پایگاه مقاومت بسیج صاحب الزمان(عج) از سال ۱۳۷۰ در محل مسجد حضرت صاحب الزمان(عج)جنوبی شهرستان دزفول و با فرماندهی رزمنده بسیجی حسن مشیری شروع به کار نمود. این پایگاه یکی از بهترین پایگاه های شهرستان دزفول می باشد که در سال ۱۳۸۱ به عنوان پایگاه نمونه معرفی شد. تاریخ تأسیس …

ادامه نوشته »

ماجرای ساخت مسجد جمکران

مسجد مقدس جمکران در نزدیکى شهر مقدس قم واقع شده و همواره پذیراى زائرینى از نقاط مختلف ایران و جهان است. این مکان مقدس، تحت توجهات خاصه حضرت مهدی(عج) قرار دارد و آن حضرت از شیعیانشان خواسته‌اند که به این مکان مقدس روى آورند، چرا که این مکان، داراى زمین …

ادامه نوشته »