خانه / دفترچه خاطرات / دفترچه خاطرات / ۱۳۸۴-خاطره اردوی نوروزی-شمس آبادی

۱۳۸۴-خاطره اردوی نوروزی-شمس آبادی

به نام خدا

من اول با سلام خاطره خود را شروع می کنم.

در این اردو برای تامین آب خوردن اردوگاه هر وعده نوبت یک گروه بود که با طی مسافتی از روستا آب بیاورد. بهترین خاطره من این بود که وقتی نوبت گروه ما بود که برویم آب از روستا بیاریم در راه یک الاغی را دیدم می خواستم بشکه های پر از آب را با الاغ ببریم ولی چون از صاحبش اجازه نداشتیم منصرف شدیم.

ولی فردای آن روز آقای قنبری رفت الاغی را با اجازه از صاحبش گرفت و آورد و رفتیم با آن آب آوردیم. بعد با الاغ مقداری سواری خوردیم و با آن عکس گرفتیم و فردای آن روز که [روز آخر اردو بود] به صاحب آن برگرداندیم .

نام و نام خانوادگی: سجاد شمس آبادی

     گروه: ثار ا…

همچنین ببینید

اردوی نوروزی نونهالان۹۴ (فتح المبین)

بسم رب الشهدا والصدیقین آخرین روزهای تعطیلات بود از هدر رفتن تعطیلاتم خیلی پشیمان وناراحت …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

معادله را حل کنید *