
بسم الله الرحمن الرحیم
رسم رفاقت از دیده آموختم که هر عضو به درد آید بجایش دیده می گرید.
باز قلم بر روی کاغذ می برم، تا دل خود را بشکافم و برای توی عزیز سخنی بگویم، البته این بار سخنی از زبان دل، آخر می گویند، حرفی که از دل بلند شود بر دلمی نشیند.
حرف و مطلب از دوستی های ما می باشد.
مدتی است که در بین دوستان مشاهده می شود که دوستی چندان جانی ندارد. مطلب را از اینجا باز کنم، منظور از دوستی تنها دوستی با برادران عزیز نیست. بله کلمه دوستی برمی گردد به دوستی با خدا، و دوستی با اهل بیت، و دوستی با علم و فهم، آخر که ما تا با چیزی دوست نشویم نمی توانیم از آن لذت ببریم.
در مجموع تا ما از چیزی خوشمان نیاید با آن دوست نمی شویم و تا از چیزی خوشمان نیاید، از آن لذتنمی بریم پس باید با خدا دوست شد تا از نمازی که می خوانیم لذت ببریم و معنی و روح نماز را درک کنیم. از آن طرف باید با اهل بیت دوست شویم تا پلی شوند برای ما هم برای رسیدن به سعادت. هم رسیدن به کمال هم رسیدن به معبود و غیره، آخر از دوستی با اهل بیت چه می شود گفت آخر می شود کسی با علی (ع) دوست نشود و بعد نفهمد قرآن چیست؟ نماز چیست؟ دعا چیست؟ و یک دفعه بگویم خدا کیست؟ مگر می شود با حسین (ع) دوست شوی و او در موقع نیاز، به فکر تو نباشد.
دوست عزیز از دیگر دوستی هایی که باقی می ماند دوستی با علم فهم است اگر نتوانستی با کتاب رفیق شوی هرگز خود را در میان عالمان قرار مده و هرگز خود را از بزرگان مدان.پس فکری کن که از این دوستی هایی که راهی برای کمال تو نیستند جدا شوی و با این دوستان دوستی محکمی برقرار سازی.
یک نوع دوستی دیگر نیز وجود دارد که آن نیز برای ما بسیار مفید و ارزنده می باشد ولی گاهی نیز بسیار مضراست بله دوستی با یک نفر می تواند شما را با آن سه دوستی بالا که اشاره کردم انس دهد و یا بالعکس، دوستی با یک شخص می تواند تو را از آن سه راه کمال جدا کند، پس بسیار دقت کن شخصی را دوست خود قرار ده که با آن سه راه کمال دوست باشد.
سید روح الله سید وسمه گر
مسجد صاحب الزمان (عج) دزفول پرورشگاه نیروهای انقلابی ، فرهنگی و حزب اللهی