سال سوم راهنمایی بودم پس از مدتی دوری از مسجد برگشته بودم. از شلوغی مسجد چیزی کم نشده بود ولی تغییرات بسیاری داشت، ساختمان جدید و امکانات جدید!
یک روز گرم تابستان ظهر که به مسجد آمدم وارد سالن شدم بر روی دیوار سمت چپ (کنار باکس کلیدها) یک کاغذ بزرگ از نزدیکای سقف تا پائین نصب شده بود و حاوی اسامی بود.
جلو رفتم اسامی افرادی بود که در دانشگاههای مختلف کشور قبول شده بودن…
در جلوی نام هر شخص دانشگاه محل قبولی اش ذکر شده بود یادم نمیاد اصلا توی لیست اسمی از دانشگاه آزاد اسلامی، پیام نور، سما و فنی و حرفه ای دیده باشم!
برای من منشا انگیزه ای شد تا روزی نامم را بر روی این صفحه کاهی نصب شده به دیوار مشاهده کنم!
همینطور سالها که می گذشت نامها تغییر میکرد، جالب است دانشگاهها هم تغییر میکردند، رشته ها هم تغییر میکردند.
روزی اکثر افراد جلسه در رشته ریاضی فیزیک درس میخواندند کم کم به سمت رشته های علوم انسانی و فنی و حرفه ای سوق پیداکرد. نمی گویم رشته های علوم انسانی و فنی خوب نیستند، خیر، پیشرفت بنیادی کشور با علوم انسانی محقق می شود و رشته های فنی و حرفه ای کاراترین رشته ها هستند ولی مسائلی همچون سطح تحصیلات و معلومات، توانایی و علاقه افراد اینگونه رشته ها را رشته هایی ضعیف معرفی کرده است. همانگونه که مشاهده می کنیم دوستانی که درس نمی خوانند یا اینکه توانایی بالایی ندارند در این رشته ها مشغول به تحصیل می شوند و به صورت خود به خودی سطح اینگونه رشته ها را پائین می آورد. از وضعیت هنرستانها هم که اطلاع دارید!؟
روزی اکثر بچه ها دانشگاه دولتی درس می خواندند ولی کم کم نام دانشگاه آزاد اسلامی و سما و پیام نور نمایان شد.
از این هم بگذریم…
یادم میاد توی جلسه جوانان مسئول جلسه/مسئول واحد آمار جلسه، لیستی از افراد گروهها به همراه معدل آنها روی تابلوی جلسه نصب کردند.
جالب بود! معدلهای زیر ۱۶ نمیدیدیم! معدلهای بالای ۱۸ اینقدر زیاد بود! معدل ۲۰ ریاضی فیزیک هم داشتیم! سرگروهها و معاونین معدلهاشون از همه بیشتر بود!
زمانی به دنبال نصب العین نمودن معدلهای بالا تلاش می شد و لیست های آمار معدلها را ثبت می نمود ولی حال نه اینکه از این معدلها خبری نیست بلکه مسئولین به دنبال لیست کردن درس های افتاده بچه ها هستند…
در این میان معلوم نیست که درس چه جایگاهی برای مسئولین مسجد و بچه ها دارد. گرچه زیاد درست نیست در این میان عامل افت را فقط مسجد بدانیم ولی نباید از نقش آن نیز غفلت ورزیم.
شاید آنچه مهم است حلقه اتصال میان خانواده، مدرسه، مسجد باشد که نتوانسته است به خوبی سیکل خود را در این سال ها طی کند.
یا شاید مقصر معلم هایی هستند که ۱۱ نمره یا بیشتر به عمد یا دلایل دیگر مثل خوش تیپی بقیه به شاگردها اعطا می کنند و در این میان بچه هایی که اهل مسجد هستند از قاعده خوش تیپی با نمک بودن و به بیان محترمانه تر دل معلم را بدست آوردن بهره ایی ندارن و در نتیجه آن یازده نمره را از دست داده و تجدید و شاید هم رفوذه می شوند.
یا شاید غفلت از این دانش آموزان باشد که موقع بذر و بخشش نمره تا لنگ ظهر خواب بوده و یا در اتاق چت و …. پرداخته و در نتیجه این خستگی کاری شبانه تا موقعی که وقت اجازه دهد خواب تشریف دارند و اگر صدای مادر و احیاناً لنگه کفش او یا خطر قطع پول جیبی نباشد همچنان خواب بوده و آن روز را مرخصی کاری از مدرسه می گیرد و از این بذر و بخشش که در تمام طول سال تحصیلی اتفاق می افتد ، جا بماند.
در میان انبوه این تناقضات فکری ، آنچه مهم است انانی که به این درد مبتلا می شوند یا مدتی بعد از آنها خبری نیست یا انچنان متنفر از مسجد می شوند که آن را حتی متضاد با علم و درس می دانند در صورتی که همه فراموش کرده اند که از ماست که بر ماست.
خطر بزرگتر این است که این بیماری آنچنان در حال سرایت و فزونی است که هنوز درمانی برای آن یافت نشده حتی مختص به مسجد ما نمی شود و معضل بزرگ و چالشی برای تمام خانواده هاست. شاید نحوه رفتار یا جایگاه درس در میان خانواده،یا سیاست های آموزش و پرورش و سایر نهادها باشد که باعث درس گریزی شاگردان شده است. گرچه با آمار کوتاهی که خود گرفته ام شاهد افت تحصیلی دانش آموزان بوده ام در حالی که شاهدیم حداقل ۳ روز در هفته بعضی مدارس با نام رفع اشکال درسی تا ساعت ۳ یا ۴ با گرفتن هزینه اضافی شاگردان را تحت آموزش گرفته و درس می دهند این در حالی است که آن کلاس رفع اشکال نیست بلکه کلاس جداگانه ای برای اتمام کتاب است و مهمتر این است که بعضی از دبیران محترم حتی در پایان سال موفق به اتمام کتاب نمی شوند و کتاب برای امتحان نیمه تمام می ماند.
فارغ از این مسائل و درج آن این نیست که فقط یک سوی قضیه را نگاه کنیم مشکل کار ما همان سیکل آموزشی خانواده مدرسه و مسجد است البته برای نوع خودمان چون برای بعضی افراد قسمت سوم موجودیت ندارد در کل و خاتمه کلام هر یک از نهاد های ذیربط باید بدانند که با انسانی طرفند که او نیز در کنار درس باید یاد بگیرد در سایر زمینه های زندگی حد تعادل را رعایت کند حال نهاد سوم میخواهد کلاس زبان باشد یا فراغت فرد و علایقش باشد یا مسجد و کلاس ورزشی چگونه انتظار داریم با یک سیستم ناهماهنگ آموزشی یک فرد متعادل داشته باشیم که بتواند در زندگی برنامه ریزی کند نه به عنوان مقصر اصلی دانستن سیستم آموزشی بلکه به عنوان مرجعی که اهمیت آن در نزد خانواده ها بیشتر از هر جایی است باید بدانیم که افراط در هر امری زیان می دهد به چه بهانه ایی با گرفتن پول دانش آموزان و خانوادهایشان را هم ملزم به برگزاری کلاس تابستانه کنیم این در حالی است که می توانیم با برگزاری کلاس های جهت دار و با برنامه فرد را در زندگی عمومی خود در کنار درسش آموزش دهیم نقد این همه مسائل این است سیستم آموزشی ما فراموش کرده است هدف آموزش و پرورش است. تعلیم و تعلم است.
شاید خللی که وارد شده است و بعضاً برای دانش آموزان ما پیش می آید نتیجه تصمیمات گرفته شده ای است که فراموش شده است خروجی این تصمیمات نباید صرف فقط یک فرد دارای مدرک لیسانس یا دکترا باشد.
در این هیاهو گرچه بچه هایی هستند که خود نیز دل به درس نمی دهند در این مجمل روی نقد نحوه آموزش های ماست.
تربیت و پرورش حلقه فراموش شده تصمیماتی است که در سطح کلان برای آیندهای این مرز و بوم اسلامی گرفته می شود. فراموش نکنیم فردی که در این سیستم تربیت می شود باید بتواند فردای پیش رو به عنوان یک سرباز در مقابل تهدیدات بایستد. در کنار سایر ارگان ها که وظیفه پرورش نسل ها را دارند تهذیب نفسانی را نیز فراموش نکنند و عقلی سالم که بتواند قدرت درک و تصمیم گیری درست داشته باشد.
از اینها گذشته در سال های اخیر تصمیمات درستی هم گرفته شده است که جای تشکر و قدردانی دارد ولی تلاش باید بر آن باشد که مطابق تهدیدات فرهنگی و علمی و اخلاقی غرب و دشمنان اسلام آموزش ها متناسب با این معیار ها هماهنگ باشند که در این میان دشمن بسیار ماهرتر و زیرکانه تر از ما عمل کرده و نتایج آن را هر روز بیش از پیش می بینیم.
به امید ظهور مصلح جهانی
مسجد صاحب الزمان (عج) دزفول پرورشگاه نیروهای انقلابی ، فرهنگی و حزب اللهی