خانه / نشریه / معارف اسلامی / راز کم توفیقی شب زنده داری

راز کم توفیقی شب زنده داری

altاگر در بیدارى، به توجّه و بندگى مشغول بودیم، توفیق بیدارى شب را نیز براى تهجّد و خواندن نافله‏ ى شب و تلاوت قرآن پیدا مى‏ کردیم. بسیاری از اوقات ممکن است ما علاقه بسیاری به امور معنوی و به دست آوردن رضای الهی داشته باشیم، به خاطر توفیق نداشتن

یا کم توفیقی در بهره مندی از فضائل و اعمال صالح حسرت بخوریم؛ اما غافل از این که نسبت به اوقات توفیق و کارهایی که می توانسته ایم انجام دهیم، کوتاهی کرده ایم.
نمونه روشن آن نماز شب است که واقعا نسبت به برکات عظیم آن شکی نداریم، دلمان هم می خواهد که نسبت به آن بسیار بهره مند باشیم، اما راز کم  توفیقی نسبت به نماز شب عارفانه چیست؟

بندگى روز، راه توفیق بیدارى شب
مرحوم «آیت الله بهجت» می فرماید: «ما براى اوقات خواب خود افسوس مى ‏خوریم که چرا براى نماز شب بیدار نمى ‏شویم. در صورتى که اوقات بیدارى را به غفلت مى ‏گذرانیم! زیرا اگر در بیدارى، به توجّه و بندگى مشغول بودیم، توفیق بیدارى شب را نیز براى تهجّد و خواندن نافله‏ ى شب و تلاوت قرآن پیدا مى‏ کردیم.»
هوی و هوس، مانع نماز شب
شخص محترمی از «آیت الله بهاء الدینی» پرسید: «نمی دانم چرا شب بیدار می شوم اما در رختخواب و بستر بیدارم و نمی توانم بلند شوم برای تهجد و نماز شب؟» آقا همانطور که سرش پایین بود و به زمین نگاه می کرد با ناراحتی فرمود: «هواها و هوسها غل و زنجیرمان کرده است.» آن فرد محترم از این گفته گریست. چاره‏ اى جز کاستن از لذتهاى مادى و جسمانى نیست.

استاد شهید «آیت الله مطهری»، درک لذتهای معنوی همچون نماز شب عارفانه را منوط به این می داند که از لذّات مادی بکاهیم: «اگر ما خودمان را غرق در لذات مادى دنیا کنیم، مثلا سرشب بنشینیم دور هم و شروع کنیم به گفتن و خندیدن و فرضاً غیبت هم نکنیم که حرام است، صرفاً شوخی هاى مباح بکنیم، و بعد سفره را پهن کنیم و آنقدر بخوریم که به قول طلبه‏ ها حتّى‏ اذا بَلَغَ الْعِمامَهَ به عمامه برسد، نفس کشیدن برای مان دشوار شود، فکر و مزاج خودمان را خسته کنیم و بعد مثل یک مرده بیفتیم در رختخواب، آیا در این صورت توفیق پیدا مى‏کنیم که سحر از دو ساعت مانده به طلوع صبح بلند شویم و بعد، از عمق روح خودمان‏ یارب یارب‏ بگوییم؟ اساساً بیدار نمی شویم و اگر هم بیدار شویم درست مثل مستى که چند جام شراب خورده است تلوتلو میخوریم. پس اگر انسان بخواهد لذتهاى معنوى و الهى را در این دنیا درک کند، چاره ‏اى ندارد جز اینکه از لذتهاى مادى و جسمانى کسر کند….[شخصی که] سر سفره شام بنشیند و در حالى که ظهر غذاهاى سنگین، انواع گوشتها، روغنهاى حیوانى و نباتى، انواع شیرینیها و انواع محرّک اشتهاها خورده است، تازه مقدارى سوپ بخورد تا اشتهایش تحریک بشود. این روح خود به خود می میرد. این آدم نمی ‏تواند در نیمه‏ هاى شب بلند شود و اگر هم بلند شود نمی تواند از عبادت لذت ببرد.
«لهذا کسانى که چنین توفیقاتى داشته‏ اند – و ما چنین اشخاصى را دیده‏ ایم – به لذتهاى مادى که ما دل بسته‏ ایم هیچ اعتنا ندارند.»
 
یادی از پدر بزرگوار استاد
استاد مطهری برای نمونه پدر گرامی اش را یاد می کند؛ البته این مطلب را در زمانی فرموده که پدرش از دنیا نرفته بود: «چه مانعى دارد که من ذکر خیرى از پدر بزرگوار خودم بکنم. از وقتى که یادم مى‏ آید (حداقل از چهل سال پیش) من مى‏ دیدم این مرد بزرگ و شریف هیچ وقت نمى‏ گذاشت و نمى‏ گذارد که وقت خوابش از سه ساعت از شب گذشته تأخیر بیفتد.
شام را سر شب مى‏ خورَد و سه ساعت از شب گذشته مى‏ خوابد و حداقل دو ساعت – و در شبهاى جمعه سه ساعت – به طلوع صبح مانده بیدار مى‏ شود و حداقل قرآنى که تلاوت مى‏ کند یک جزء است؛ و با چه فراغت و آرامشى نماز شب‏ مى‏ خواند! حالا تقریباً صد سال از عمرش مى‏ گذرد و هیچ وقت من نمى‏ بینم که یک خواب ناآرام داشته باشد.
و همان لذت معنوى است که اینچنین نگهش داشته. یک شب نیست که پدر و مادرش را دعا نکند. یک نامادرى داشته که به او خیلى ارادتمند است و مى‏ گوید که او خیلى به من محبت کرده است؛ شبى نیست که او را دعا نکند.
یک شب نیست که تمام خویشاوندان و ذى‏ حقّان و بستگان دور و نزدیکش را یاد نکند. اینها دل را زنده مى‏ کند. آدمى که بخواهد از چنین لذتى بهره‏مند شود، ناچار از لذتهاى مادى تخفیف مى‏ دهد تا به آن لذت عمیقتر الهى معنوى برسد.»
برخی از اهل آخر الزمان

{xtypo_info}برای حسن ختام این نوشتار، بخشی از روایت پیامبر اسلام صلوات الله علیه و آله است که آن حضرت ضمن مواعظ مفصلی خطاب به عبد الله بن مسعود، درباره برخی مردمان آخر الزمان فرمودند: «ای پسر مسعود! پس از من مردمى می ‏آیند که غذاهاى لذیذ و رنگارنگ میخورند و بر مرکبهاى راهوار مینشیند…
بر مرکب هوسها سوارند، نماز جماعت را رها می سازند، از نماز شب و نمازهاى شبانه در خوابند، شبها در پى افراط در لذت و دنیا می دَوَند.
خداوند تعالی می فرماید: فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاهَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا؛ پس از خود نسلى به جاى نهادند که نماز را ضایع ساختند و از شهوات پیروى کردند و به زودى گمراهى و عذاب را دیدار کنند.
پسر مسعود! مَثل اینها چون «خر زهره» است که رنگش زیبا ولى‏ مزه‏اش تلخ است؛ سخنانشان زیباست، و اعمالشان بیمارى شفاء ناپذیر میباشد.»{/xtypo_info}

همچنین ببینید

چرا به امام عصر(عج) ربیع الانام می گویند؟

یاصاحب الزمان(عج)! باز بهار رسید و «تو» بهار انسانها نیآمدی. فصل نو شد و باز …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

معادله را حل کنید *