خانه / شهدای مسجد (صفحه 15)

شهدای مسجد

دست نوشته ی شهید پلنگچی-سری ۱

بسمه تعالی دست نوشته شماره ۱   خدایا این واژه را سرلوحه هدایتم قرار ده که همیشه به یاد تو باشم و همیشه به ذکرت مشغول باشم و پیوسته خوف و خشیت تو در دلم باشد تا دیگر از غیر تو ترسی نداشته باشم .                   (حقیر درگاهت) درگوشم بخوان سرود …

ادامه نوشته »

دست نوشته ای برای شهید محمدعلی زمانی نیا

بسم اللّه الرحمن الرحیم محمدعلی زمانی نیا شهیدی وارسته، الگو و نمونه، یادم می آید این شش ماه آخر او را اینقدر دوست می داشتم و یادم نمی رود موقعی که گفت امیر جان درست را بخوان و مواظب اعمالت باش.  هنوز زمزمه های آخرینش ازیادم نمی رود، موقعی که …

ادامه نوشته »

دو رکعت عشق

    اطلاعات شنبه ۷/۱۱/۱۳۷۴   آرام آرام به لحظات شروع عملیات، نزدیک می شدیم و بچه ها بی تاب تر از همیشه در انتظار وصل، لحظه شماری می کردند. شبی که فرمان ترک اردوگاه (که در پشت پادگان کرخه بود) صادر شد تا به طرف منطقه عملیاتی حرکت کنیم، …

ادامه نوشته »

خاطره ای از شهید علیمحمد خروسی نژاد-مهدی نعیمی زاده

بسم رب الشهدا و صدیقین تا چند سال پیش جنگ و جبهه اولین کلماتی بودند که کودکان شهر من با آن آشنا می شدند، خود من حدود چهار الی پنج سال بیشتر نمی کردم که فهمیدم چقدر به این واژه ها علاقه دارم بخصوص زمانی که فهمیدم عموی خودم علی محمد …

ادامه نوشته »

توصیف شهید آبزاده از زبان شهید شاحیدر

alt

من او را فردی  آزاده، آزاده ای مسلمان، مسلمانی مؤمن، مؤمنی مجاهد، مـجاهـدی مخـلص، مخـلصی پـیروز، پـیروزی سـاکت و سـاکتی خروشان می دانم. خدایا چیزهایی را که در قلبم هست و نمی توانم به زبان بیاورم و قلم تحریرم را یارای کشش صفاتش نیست، میوه هایی است…

ادامه نوشته »

کلام شهید تیغ کار در مورد شهید آبزاده

شهید عبدالامیر از زبان شهید عبدالکریم تیغ کار از وقتی که علی رضا و امیر از من دور شدند دیگر من طاقت ماندن در این دنیا را نداشتم و از این دنیای پر مکر و فریب بیزار شدم و دوست نداشتم که حتی یک لحظه در این دنیا بمانم. علی …

ادامه نوشته »

دست نوشته شهید مسعود شاحیدر در مورد شهید آبزاده

بنام او که به اخلاص در جهادمان خواند امروز، روز پنج شنبه، مورخ ۱۴/۶/۱۳۶۴ است، امروز هم طبق روزهای گذشته جهت آمادگی امتحانات شهریور ماه در منزل حسن)مشیری)(زیرزمین) نشسته بودیم. سخن از یاوری پاک و مخلص از مکتب سرخ حسین(علیه السلام) بمیان آمد، او که دارای  مقامی والا و معنوی …

ادامه نوشته »

دست نوشته شهید آبزاده -سری چهارم

دست نوشته شماره ۱۶ بسمه تعالی در روی جاده به خط در حال رفتن بودیم من پشت سر کریم و امیر پشت سر من بود. خیلی خسته بودیم و در خود از آرامش چیزی سراغ نداشتیم. به اطراف نگاه می کردم جاده ای بود که در دل هور کشیده شده …

ادامه نوشته »

مصاحبه با برادر بهروز مسگران همرزم شهید راجی

س–  نحوه آشنایی با شهید؟ ج- سال ۵۴ و از طریق مسجد. س–  خصوصیات اخلاقی شهید؟ ج- از نظر اخلاقی او همیشه خندان و خوش رفتار بودند و من با صحبتهای ایشان  به مسجد کشیده شدم. روی وفای عهد بسیار تاکید داشتند.  دلسوزی او خیلی زیاد بود اینطور که بچه …

ادامه نوشته »